معرفی مختصر برخی شخصیتها، سازمانها و نهادهای مردمی کردستان
در آستانه انقلاب 57
* احمد مفتیزاده (1313 ـ 1371)
معروف به علامه مفتیزاده، فعال سیاسی و اسلامشناس کُرد بود. مفتیزاده علیرغم درخواست خودمختاری برای کردستان، تا آبان 1358 در کشتار و سرکوب مردم کردستان با حکومت همراه بود. مفتیزاده سال 1361 در تهران دستگیر شد و ده سال پایانی عمر خود را در زندان سپری کرد. او سه ماه پس از آزادی (20 بهمن 1371) درگذشت.

بعد از تأسیس رادیو کردستان توسط ساواک در سال 1337، مفتیزاده به عنوان نویسنده و گوینده در آن مشغول به کار شد. گفتنی است که او شوهر خواهر عبدالله مهتدی بود. سرهنگ عیسی پژمان از رؤسای ساواک در امور کردستان و وابسته نظامی سفارت ایران در عراق در دوران سلطنت، در خاطرات خود از تأسیس رادیو کردستان و دعوت از مفتیزاده برای همکاری با آن چنین یاد میکند:
«سال ۱۹۵۸ روزی که به عراق رفتم، به عنوان معلم تاریخ و جغرافی رفتم که مثلاً آمدهام تا تدریس کنم. و یک مرتبه از بغداد به سلیمانیه رفتم و دنبال آشنایی با کردها بودم… [برای راهاندازی رادیو و روزنامه به زبان کُردی] برادران مفتیزاده و شکرالله بابان را جمع کردم و شخصیت برجستهای مانند بدیعالزمان را که در تهرانپارس خانه داشت به عنوان صاحبامتیاز معرفی کردم. احمد مفتیزاده و حاج باقر ادب ـ پدر مهندس ادب ـ ایشان را به من معرفی کردند و نزد وی رفتم و در ابتدا نپذیرفت و گفت: با ساواک همکاری کنم؟ گفتم قربان این فرمایشات چیست و این حرفها را کنار بگذارید. ماهیانهای هم به شما خواهم داد و فقط اسم شما میماند روی نشریه و مطمئن باش که ضرری عاید تو نمیشود. باز هم نپذیرفت… بالاخره [با توصیۀ شیخ عثمان نقشبندی] بدیعالزمان پذیرفت تا قصد و نظر مرا انجام بده… اما احمد مفتیزاده در اول بیهیچ چونوچرا و سوال و جوابی پذیرفت که در روزنامه کردستان کار کند. در خیابان صفیعلیشاه برایشان دفتری اجاره کردم و گفتم محض رضای خدا بیخود و بیجهت جنبۀ سیاسی به قضیه ندهید و شعر و شاعری و جغرافیا و… بنویسید و برای خود و من مکافات و مشکلات درست نکنید وگرنه تعطیل میشود. همانطور هم عمل کردند…» [م. 1]
مکتب قرآن
مکتب قرآن، عنوانی برای مجموعهای از مدارس دینی اسلامی بود که قبل از انقلاب بهمن ۱۳۵۷ توسط احمد مفتیزاده در مناطق اهل سنت ایران بنیانگذاشته شدند. این مدارس ابتدا در سال ۱۳۵۶ در مریوان و سنندج تحت عنوان مدرسۀ قرآن تأسیس گردیدند. در سال ۱۳۵۹ نام این مدارس به «مکتب قرآن» تغییر یافت.
رشاد مصطفی سلطانی درباره «مکتب قرآن» مینویسد: «مکتب قرآن، تفکرات و دیدگاههای اسلامی و از تراوشات فکری وهابی و سلفی تغذیه میکرد و جریانی فوندمانتال بود. این جریان توانسته بود طیفی از افراد خوشباور، سادهلوح و بیبضاعت از نظر سیاسی را دور خود جمع کند. مکتب قرآن در همکاری مستقیم با جمهوری اسلامی و مخالفت با خواستههای ملی ـ دمکراتیک خلق کُرد، فعال و کوشا بود. در برابر خواستههای عادلانه و مترقی و مدرن شهروندان کردستان، به فاز مخالفت و توطئهگری رسید… شهروندان سنندج کجدار و مریز این جریان را تا مرحلهای که صفوفشان از صفوف خلق کُرد جدا نشده بود، باری به هر جهت تحمل کردند و سپس توان و صبوری مردم به پایان رسید.» [م. 2]
عباس گلپریان در مقالهاش، «مکتب قرآن و سلفیگری در کردستان» مینویسد: «تا قبل از انقلاب سال ۵۷ کسی در ایران یا در شهرهای کردستان این جریان را که میکوشید در مقابل چپ و گرایش کمونیستی آن دوران ابراز وجود کند، نمیشناخت… هنوز چند روز از ۲۲ بهمن ۵۷ نگذشته بود که مفتیزاده برای محکمکردن جای پای خود، محل استانداری سنندج را به کانون تجمع نیروهایاش تبدیل کرد. صفدری نماینده خمینی نیز پادگان سنندج را برای ادامه سرکوب قیام و انقلاب مردم برگزیده بود. بین این دو جریان مذهبی (سنی و شیعی) و در رقابت با هم و حفظ برتریطلبی یکی بر دیگری، اختلافاتی بروز کرد که منجر به درگیری و کشتهشدن یک نفر و زخمی شدن سه نفر دیگر در شهر سنندج شد. این واقعه در روز ۲۶ اسفند ۵۷ روی داد و سبب شد که تظاهرات گستردهای در شهر سنندج از سوی مردم و نیروهای چپ علیه این دو جریان مذهبی شکل بگیرد… مفتیزاده که رهبری «مکتب قرآن» را به عهده داشت ـ و از آنجا که از سوی مردم کردستان به شدت منزوی و حاشیهای شده بود ـ برای ایستادگی در مقابل آزادیخواهی، سکولاریسم و چپ در جامعه کردستان، در کنار خمینی، دولت موقت و سپاه پاسداران قرار گرفت. افراد و عناصر «مکتب قرآن» در دوران اعدامهای خلخالی در کردستان، با سر و صورت پوشیده، اقدام به شناسایی جوانان انقلابی کردند. جریان «مکتب قرآن» در همکاری با سپاه پاسداران، مزدوران محلی و خلخالی نقش مستقیمی در اعدام انقلابیون ایفا کرد. بعد از تصرف شهرها از سوی سپاه و ارتش و بعد از موج وسیع اعدامها در سراسر کردستان، تاریخ مصرف «مکتب قرآن» احمد مفتیزاده برای خمینی و حکومت تازه به قدرت رسیدهاش کمکم به پایان رسید. حکومت اسلامی به تدریج نه تنها این جریان را در چهارچوب اختلافات شیعه و سنی افسار زد، بلکه همزمان پسماندههای آن را ـ تا حدی که بتواند قابلیت ابراز وجود و ایجاد مزاحمت مجدد در مقابل چپ در جامعه را از خود بروز دهد ـ ذخیره کرد.» [م. 3]
حزب مساوات اسلامی
احمد مفتیزاده در مصاحبهای با خبرنگاران، ضمن اعلام موجودیت حزب مساوات اسلامی اظهار داشت: «جمهوری اسلامی خیلی دموکراتیکتر از انواع دموکراسیهای دیگر است…»
وی همچنین در زمینۀ مشورتهایش با آیتالله خمینی درباره مسائل جاری مملکت و بهخصوص کردستان گفت: «در مورد مسائل کلی بهطور مکرر با هم مشورتهایی داریم که در مرامنامۀ حزب مساوات اسلامی بهطور اختصار گنجانده شده که عبارت است از اشتراک دو فرقۀ شیعه و سنی در تمام کارهای تدوین قانون اساسی و قانونگزاری و سایر موارد و هر نوع اقدام اجرایی و نیز تعیین حدود اسلامی خودمختاری برای اقلیتهای مذهبی و…»
[کیهان، 20 اسفند 57]
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
* «قیاده موقت» و مصطفی بارزانی (1979 ـ 1903)
در زمان تأسیس حزب دموکرات کردستان عراق در سال 1946، گرچه مصطفی بارزانی (معروف به ملامصطفی) در تبعید به سر میبرد، اما بهطور غیابی به رهبری حزب برگزیده شد. بارزانی رهبر یکی از طوایف بزرگ کُرد بود و نمایندهی فئودالها و مالکان. پس از کودتای 1958 عبدالکریم قاسم در عراق با حمایت شوروی، ملامصطفی توانست به عراق برگردد و کنترل مطلق حزب دموکرات را در دست بگیرد. دستکم از این زمان ملامصطفی مهرهای در خدمت ساواک شاه ایران و سازمان اطلاعات آمریکا (سیا) بود و از نفوذش، برای مبارزه با دولت پرو شوروی عراق استفاده میشد.

کسانی که او را از نزدیک میشناختهاند تأیید میکنند که مصطفی بارزانی به هیچ چیز جز پول و قدرت نمیاندیشید و کوچکترین اهمیتی به مردم کردستان یا مفاهیمی مثل آزادی و خودمختاری نمیداد. عیسی پژمان که پس از وقوع کودتاي عبدالكريم قاسم، به عنوان نماینده ساواک و وابسته نظامی، با هدف «بازی با کارت کُردها» در جهت براندازی حکومت عبدالکریم قاسم، به عراق میرود، دربارهی ملامصطفی میگوید: «بارزانی صرفاً موقعیت خود و مطرحشدن چهرهاش و آنگاه استفاده مالی را میسنجید. بارزانی به هیچ عنوان عقیده و ایمانی نه به خود و نه به هیچکس نداشت، و نه اصلاً برای کُرد و کردستان باوری و عقیدهای داشت. فقط و فقط آنچه در نظر داشت همیشه حداکثر سوءاستفاده مالی و مادی بود.» [م. 1]
بارزانی با اسرائیل نیز روابط نزدیکی داشت و سازمان اطلاعاتی موساد با کمک بارزانی توانسته بود شبکههای اطلاعاتی مؤثری در عراق تشکیل دهد. عیسی پژمان در این رابطه نیز میگوید: «کمک و یاریرسانی به امیال و خواستههای امریکا و اسرائیل، از جمله میراث ارزنده و ثمربخش بازمانده برای فرزندان و نوههای بارزانی جنایتکار است که امروز مصدر مشاغل مهم و حساس دولتِ بهاصطلاح خودمختار کردستان عراق هستند. مسرور پسر مسعود بارزانی، ریاست اطلاعات و امنیت منطقه شمال عراق را داراست.» [م. 1]
قیاده موقت
در اوایل دهۀ 50 و به دنبال درگیریهای ایران با عراق بر سر اروندرود، دولت عراق مجبور شد با امضا توافقنامه الجزایر به خواستهای دولت ایران ـ و آمریکا ـ تن دهد. در نتیجۀ این معاملۀ دولتها، بارزانی (به همراه صدهزار آواره کُرد) مجبور به ترک عراق و پناه آوردن به شاه ایران شد. مصطفی بارزانی در مصاحبهای که در کیهانهوایی مورخ 20 اردیبهشت 1354 چاپ شد، میگوید: «فکر نمیکنم هرگز به عراق بازگردم… ما در ایران زیر سایۀ شاهنشاه، رهبر تمامی آریانژادها، به احترام و آسودگی زندگی میکنیم.»

بعد از مدتی ساواک، سیا، میت (سازمان جاسوسی ترکیه) و موساد برای مقابله با جنبشهای خلق کُرد که بار دیگر در حال اوجگیری بود، به تکاپو افتاده و با کمک پسرهای ملامصطفی (مسعود و ادریس) سازمان جدیدی تحت عنوان «رهبری موقت حزب دموکرات کردستان عراق» (قیاده موقت) به وجود آوردند. قیاده موقت در واقع گروهی از بقایای دارودستۀ بارزانی بود که طی مدت چهارده سال، وظیفۀ سرکوب افراد مترقی و پیشرو در عراق و نابود کردن آنها را برعهده داشت.» [م. 4]
با چنین خصلتها و ویژگیهایی جای تعجب نمیماند که چگونه پس از مصادره انقلاب 57 ایران از سوی نیروهای اسلامی، مصطفی بارزانی و دارودستهاش با چرخشی صدوهشتاد درجهای به خدمت جمهوری اسلامی درآمدند. با اوجگیری جنبش انقلابی در ایران و سرنگونی شاه، «قیاده موقت» با استفاده از فئودالها و مرتجعین محلی و سوءاستفاده از احساسات مردم نسبت به جنبش ملی کُرد و دین اسلام، خود را به دزلی (محلی بین مریوان و سنندج) رسانده و این منطقه را پایگاه خود ساخت. همچنین ضمن اعلام همبستگی با «نهضت اسلامی ایران» توانست با کمکهای مالی سیا و دیگر سازمانهای جاسوسی، طی مدت کوتاهی افراد زیادی را در کردستان مسلح کند. [م. 4]
اما آیا رهبرانِ به قدرت خزیدهی جمهوری اسلامی، از مزدوری بارزانی برای سرویسهای اطلاعاتی ایران، آمریکا و اسرائیل بیاطلاع بودند؟ خیر. در واقع «اتحادیه میهنی کردستان»، به رهبری جلال طالبانی، طی نامهای سرگشاده به مهندس مهدی بازرگان پرده از سوابق جنایتکارانه و فساد مصطفی بارزانی و خیانتهایش برداشته بود. این نامه که 7 مرداد سال 1358 در روزنامۀ آیندگان منتشر شد، چنین آغاز میشود: «قياده موقت (نیروهای بارزانی)، ستون پنجم! وظيفۀ انقلابي خود ميدانيم كه در مورد ضررها و خطرهاي ناشي از سياست غيرانقلابيِ همكاري با قياده موقت ـ وابسته به ساواك، سيا و موساد ـ هشدار بدهيم.»
اما دولت و حکومت اسلامی علیرغم همۀ هشدارها، همچنان به حمایت از «قیاده موقت»، تحتعنوان «میهمانان» ادامه دادند و در کشتار مردم کردستان از وجود این مزدوران بهرۀ فراوان بردند.
مصطفی بارزانی 10 اسفند 57 در آمریکا درگذشت: «از مرگ بارزانی در محافل کُردهای ایرانی، به عنوان یک خبر خوش استقبال شد. یک سخنگوی حزب دموکراتیک کردستان ایران اظهار داشت خلقهای کُرد با خبر مرگ شخصی که در سالهای اخیر جنبش کُرد را مخصوصا در عراق، به شاه ایران و سیا فروخته بود، احساس آرامش خواهند کرد. در اغلب مناطق کردستان ایران و عراق، بارزانی به عنوان یک خائن شناخته شده بود.»
[آیندگان 12 اسفند 57]
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
* سپاه رزگاری (رستگاری ـ رهایی)
سپاه رزگاری جریانی مذهبی در کردستان بود که مؤسس و تأمینکنندۀ مالی آن شیخ عثمان نقشبندی (1375 ـ 1275) بود. شیخ عثمان نقشبندی رهبر روحانی فرقۀ صوفیان نقشبندیه در کردستان ایران و عراق بود که مرکز آن در نزدیکی مریوان (خانقاه دورووه) قرار داشت. شیخ عثمان ابتدا در عراق زندگی میکرد ولی پس از کودتای عبدالکریم قاسم و آغاز درگیری کُردها با دولت عراق به ایران پناهنده شد. شاه با توجه به اختلافهایی که با عراق داشت از شیخ استقبال کرد. پس از انقلاب ایران، شیخ عثمان به اتهام همکاری و ارتباط با ساواک شاه و دولت بعث عراق تحت فشار قرار گرفت و مجبور به ترک ایران و اقامت در عراق شد. مرکز معارف فرقه در مریوان ـ دورووه ـ نیز تعطیل و مصادره شد.

سپاه رزگاری فعالیت مسلحانه خود را از زمستان 1358 آغاز کرد و بعد از یک ماه توسط کومهله خلع سلاح شد. مسئولین کومهله دلایل این عملیات را چنین برمیشمارند: «1ـ رهبران اصلی این سپاه از عوامل سرسپردۀ رژیم شاه بوده و همواره تکیهگاه آن در منطقه بهشمار میرفتند. 2ـ آنها جزو مالکان مرتجع و متجاوز و وابسته بودند… 3ـ پس از سقوط رژیم شاه، آنها اربابشان را عوض کرده و به عامل بعث عراق تبدیل شدند.» [م. 5]
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
* کانون صنفی معلمان مبارز سنندج سال 56 و 57
«معلمان کردستان یکی از وسیعترین و حیاتیترین جبهههای نبرد را با ارتجاع مذهبی و حکومت فاشیزم اسلامی در سنگر مدارس پیش بردند. این معلمان گرایشهای مختلف سیاسی داشته، اما در سطح بالایی در تشکلهای صنفی و دمکراتیک و اتحادیهها همکاری و فعالیت داشتند. کانون صنفی معلمان سنندج به صورت ارگانی معتبر و صاحب اتوریتهی اجتماعی و سیاسی جا افتاده بود.
کانون ارتباط تنگاتنگی با تشکلهای سیاسی سنندج و خصوصاً با «جمعیت دفاع از آزادی و انقلاب»، به رهبری قاضی دادگستری صدیق کمانگر و «سازمان چریکهای فدایی خلق ایران» (شاخۀ کردستان) به رهبری بهروز سلیمانی، «وحدت کمونیستی»، «سازمان پیکار»، «اتحادیه کمونیستها»، «سازمان رزمندگان» و دیگر تشکلهای چپ داشت.
در آستانۀ نوروز سال ٥٨، چهرۀ محبوب زندانیان سیاسی ایران، شکرالله پاکنژاد با اعضای کانون دیدار و نشستی داشت. پاکنژاد از تلاشهای دمکراتیک و صنفی کانون بینهایت راضی و خشنود بود.» [م. 2]

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
* شورای معلمان سقز
«هیئت شورای معلمان شهر سقز هفت نفر بودند: محمود کیوان (سخنران و سخنگوی شورا)، مفیده مظهر، پرویز شافعی، فاروق کیخسروی، حبیبالله بلوری، عزیز رضائی، فایق دباغی و عطا پناهنده. این شورا در گردهمائی وسیعی با شرکت نزدیک به پانصد معلم در دبیرستان خدمات شهر سقز و در پروسهی رأیگیری مخفی و دمکراتیک به عنوان شورای معلمان شهر سقز برگزیده و انتخاب شدند.» [م. 2]
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
* شورای معلمان کرمانشاه (کانون معلمان آزادیخواه کرمانشاه)
زندهیادان آقایان هرمز گرجی بیانی، غلامعلی گرگین، بهمن عزتی از بنیانگذاران شورای معلمان کرمانشاه در سال 1356 بودند. این شورا که اولین اعتصاب معلمان ایران در روند انقلاب بهمن را سازمان داد، نقش مهمی در بیداری و کنش انقلابی معلمان و جوانان استان کرمانشاه داشت.
* اتحادیه زنان مریوان
«اتحادیه زنان در مریوان، ارگانی دمکراتیک بود که دیدگاههای متفاوت سیاسی انقلابیون را سازمان داده بود و جایگاه تاریخی و پایگاه اجتماعی وزین و ارزشمندی در مبارزات صلحطلبانهی شهروندان کردستان داشت. زنان مریوان برای اولین بار در کردستان چنین اتحادیهای را سازمان دادند. وزن سیاسی اتحادیه مرهون زحمات رهبران کومهله در مریوان و تلاشهای صمیمانه و بیدریغ این افراد بود: فاطمه محمدی، چنور خوشنواز، حسین مصطفی سلطانی، ملکه مصطفی سلطانی، پروین نودینیان، ناهید محمدی، شمسی سلیمانی، طلعت خالدی، شرافت قاسمنژاد، چیمن دارابی، بهجت خالدی و….» [م. 2]

* منابع:
1ـ از کتاب «تندباد حوادث»؛ گفتگوی عرفان قانعیفرد با عیسی پژمان (نقل از: روزنامه شرق، پنجشنبه ۳۰ ارديبهشت 1389، «حس میکردم فرمانده جنبش کردستان هستم»).
2ـ از جزوۀ «تحولات ارگانهای دمکراتیک در آستانۀ قیام ٥٧»؛ رشاد مصطفی سلطانی (سوئد، دیماه 1400).
3ـ از مقالۀ «مکتب قرآن و سلفیگری در کردستان»؛ عباس گلپریان، آذر 1396.
4ـ «قیاده موقت، چماق امپریالیسم و ارتجاع در کردستان»؛ سچفخا (شاخه کردستان)، تیر 58.
5ـ از جزوۀ «خطاب به رفقای فدایی، در مورد خلعسلاح رزگاری»؛ سازمان انقلابی زحمتکشان کردستان ایران (کومهله)، 27 بهمن 1358.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
روزشمار حوادث کردستان و کشتار مردم کُرد 59 ـ 57
ـ عباس امیرانتظام، معاون نخستوزیر، در یک مصاحبه مطبوعاتی تأکید کرد: «اعلام استقلال کردستان فقط یک شایعه است. دسیسههایی در جریان است که حکومت انقلابی را متزلزل کند… صبح امروز یک گروه به سرپرستی داریوش فروهر، وزیرکار و امور اجتماعی برای رسیدگی به این مسئله بلافاصله به کردستان رفتند… ما اعلام استقلال کردستان را به هیچوجه تأیید نمیکنیم؛ ولی این کارها ناراحتیهایی است که بدون شک مخالفین جنبش و افراد ضدانقلاب… اصرار دارند که توسعه بدهند.»
[آیندگان، 1 اسفند 57]
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ـ سفر داریوش فروهر (وزیر کار و امور اجتماعی) به اتفاق دکتر اردلان، دکتر کامیاب، دکتر مکری و ابراهیم یونسی در 30 بهمن 57 به مهاباد: «جمع کثیری از مردم مهاباد در مراسم استقبال از فروهر فریاد میزدند: زندهباد خمینی، زندهباد آزادی، ما تجزیهطلب نیستیم اما آزادیخواه هستیم و در چارچوب کشور ایران، خودمختاری میخواهیم. دموکراسی برای ایران خودمختاری برای کُردها.»
[اطلاعات، 1 اسفند 57]
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ـ دستگیری افراد بارزانی به اتهام تبلیغ تجزیهطلب در سنندج: «دیروز (دوشنبه 30 بهمن 57) سه تن از افرادی که برای تبلیغات تجزیهطلبانه به سنندج آمده بودند، توسط افراد مسلح ستاد نیروهای دموکراتیک سنندج دستگیر شدند. این سه نفر محمد رشیدمحمد (معروف به مروارید)، عارف عبدالله (معروف به ملاعارف)، و محمدرحیم عبدالکریم خلیفه امین (معروف به ملارحیم) نام دارند و تبعه عراق و پناهنده ایران هستند. آنها در بازجویی به وجود نیروهای بارزانی تحت عنوان قیاده موقت که در پایگاههای دزلی مریوان، کرج و نقاط مرزی ایران، ترکیه و عراق مستقر هستند، اعتراف کردهاند. یک مقام جمعیت دفاع از آزادی و انقلاب سنندج گفت: قیاده موقت از اکراد عراقی که در ایران پناهنده هستند، به سرکردگی یکی از پسران ملامصطفی بارزانی تشکیل شده که در زیر حمایت سازمان سیا آمریکا، سازمان میت ترکیه و عمال ساواک ایران به نفاقافکنی در کردستان و سردادن نداهای تجزیهطلبانه مبادرت میورزند. افراد قیاده موقت در شهرستانها به ترور افراد آزادیخواه میپردازند.»
[کیهان، 1 اسفند 57]
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ـ «گروهی از قبایل کُرد در حالی که فریاد میزدند: زندهباد خمینی، اعلام داشتند خواهان جدایی از ایران نیستند بلکه تنها خواستار خودمختاری در داخل مرزهای ایران هستند. همچنین اعضای جمعیت دفاع از آزادی و انقلاب که در سنندج تشکیل شده است، هشدار داد که سازمان امنیت ترکیه با همکاری سازمان جاسوسی آمریکا در حال توطئه برای به وجود آوردن اغتشاش هستند…»
[اطلاعات، 2 اسفند 57]
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ـ قطعنامه 8 مادهای نمایندگان شوراهای انقلابی کردستان: «این قطعنامه در گردهمایی دوشنبه 30 بهمن در مهاباد (به دعوت جمعیت دفاع از آزادی و انقلاب)، به نمایندگان دولتموقت مرکب از داریوش فروهر، ابراهیم یونسی بانهای، دکتر اسماعیل اردلان، دکتر محمد مکری، آیتالله نوری و احمدعلی بابایی تسلیم شد. مواد 8 گانۀ قطعنامه از این قرار است:
1ـ خلق کُرد همراه و همگام با سایر خلقهای ایران، انقلاب ایران را تأیید مینماید و تصمیم دارد با تحکیم پیوند مبارزاتی با سایر خلقهای ایران، در ایجاد جامعهی آزاد و آباد آینده نقش اساسی ایفا کند.
2ـ خلق کُرد مانند سایر خلقهای ایران، خواهان رفع ستم ملی و تأمین حق تعیین سرنوشت خود به صورت فدراتیو در چهارچوب کشور ایران میباشد و هرگونه اتهام تجزیهطلبی را رد میکند و از دولت موقت آقای مهندس بازرگان میخواهد که موضع خود را در قبال این خواست رسماً اعلام دارد.
3ـ ما برآنیم که زحمتکشان ایران، سهم اساسی را در انقلاب ایران ادا کردهاند و به همین جهت حق مسلم زحمتکشان و کارگران و دهقانان است که در دولت انقلابی شرکت داشته باشند.
4ـ کردستان ایران ضمن دارا بودن منابع دستنخورده فراوان، یکی از عقبافتادهترین مناطق ایران است، بنابر این رفع ستم اقتصادی یکی از خواستهای اساسی است.
5ـ همهی پادگانها در کردستان باید تحتنظر شورای انقلابی اداره شود و بدینمنظور باید یک کمیته مشترک نظامی از افسران میهنپرست و نمایندگان شورای انقلابی تشکیل گردد.
6ـ افسران جنایتکار که دستور تیراندازی داده و موجب شهادت فرزندان خلق شدهاند، باید تحویل دادگاه انقلابی خلق گردند و به منظور تبدیل ارتش ارتجاعی به ارتش خلقی، باید ارتش از عناصر ضدانقلابی تصفیه گردد.
7ـ همۀ نمایندگان حاضر که نمایندهی شهرستانهای کردنشین هستند، اعلام میدارند که حضرت آیتالله سیدعزالدین حسینی، صلاحیت دارند در راس هر هیئتی قرار بگیرند و از طرف خلق کُرد با دولت مرکزی مذاکره نمایند و دستگاه رهبری انقلاب و دولت موقت را از مذاکره و تماس با عناصر ارتجاعی کُرد برحذر دارند.
8ـ از آنجا که ملامصطفی بارزانی و گروه معروف به قیاده موقت، عمال سازمان سیای امریکا و ساواک ایران و میت ترکیه بودهاند و میباشند و مورد نفرت تمام خلق کُرد هستند، از دولت انقلابی میخواهیم هر نوع تماس با این دارودسته قطع گردد و رهبران خائن آنها از ایران اخراج شوند. بدون آنکه این سیاست به وضعیت خانوادههای پناهنده بیبضاعت لطمهای وارد آورد.»
[اطلاعات، 2 اسفند 57]
[توضیح: خبر این گردهمایى را صداوسیماى انقلاب اسلامى پخش نکرد. در عوض آنچه در آن دوشنبه شب از تلویزیون سراسرى ایران پخش شد، این خبر بود: «کردستان اعلام استقلال کرد.»]
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ـ «عبدالرحمن قاسملو، رهبر حزب دموکراتیک کردستان، دیروز هرگونه اتهام جداییطلبی را رد کرد و پشتیبانی کامل خود را از آیتالله خمینی و دولت انقلابی بازرگان اعلام داشت… قاسملو همچنین گفت: شایعات مبنیبر اغتشاشات متعدد در کردستان کذب است… من شایعه صدای رادیوی کردستان آزاد را تکذیب میکنم. این شایعات را فقط دیوانهگان میسازند.»
[اطلاعات، 3 اسفند 57]

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ـ «آقای غنی بلوریان، معاون شورای انقلاب مهاباد و عضو حزب دموکرات کردستان، گفت خبرهای رسیده حاکی است که ملامصطفی بارزانی که اینک در آمریکا به سر میبرد، به وسیلۀ عوامل خود، با پارهای رؤسای عشایر کُرد ایران در مرز ترکیه تماس گرفته و اظهار داشته است آمریکا از رهبری او بر کُردها، برای دست یافتن به خواستههایشان حمایت میکند، اما روسای عشایر کُرد از قبول پیشنهاد ملامصطفی بارزانی خودداری کرده و گفتهاند آنها به هیچوجه تجزیهطلب نیستند.»
[اطلاعات، 5 اسفند 57]
ـ «نماینده اتحاد میهنی کردستان عراق با مخابرۀ تلگرامی به مقر امام خمینی، ملامصطفی بارزانی رهبر کُردهای عراقی راندهشده را متهم کرد: دارودستۀ ملامصطفی بارزانی مزدور شاه و ساواک با ارشاد سازمان سیا، زیر نام قیاده موقت، دست به اقداماتی زدهاند که به خیال خود در کردستان ناامنی و بحران ایجاد کنند.»
[کیهان، 5 اسفند 57]
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
«در اعلامیهای که دیروز در کردستان از سوی ارتش ملی صادر شد، سقوط پادگانها در کردستان تکذیب شد. در این اعلامیه آمده است که تنها در مهاباد مشکلاتی وجود دارد و مردم پادگانهای نظامی را اشغال کردهاند.»
[اطلاعات، 5 اسفند 57]
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ـ «امام جمعه مهاباد، حجتالاسلام عزالدین حسینی بر اساس قطعنامه 8 مادهای خلق کُرد، به عنوان رئیس هیئت مذاکرهکننده با هیئت اعزامی مهندس مهدی بازرگان به کردستان معرفی شده است. وی در یک مصاحبه تلفنی گفت: در هیچیک از شهرهای کردنشین تمایل تجزیهطلبی وجود ندارد و ما هرگونه دستهبندی سیاسی در منطقهی کُردنشین را به شدت محکوم میکنیم… با هیئت اعزامی به ریاست داریوش فروهر تفاهم کامل داشتهایم و خواستهای هشتگانه ما از دولت مرکزی، باید بهطور جدی مورد مذاکره قرار گیرد.»
[کیهان، 5 اسفند 1357]
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ـ «دکتر مکری یکی از نزدیکان امام خمینی که روز گذشته از سفر کردستان به تهران بازگشت، امروز در گفتگویی با کیهان تاکید کرد که باید به کُردها آزادی فرهنگی و امکان برقراری نظم داخلی توسط خودشان داده شود. وی افزود: در کردستان به خوبی از ما استقبال شد… آنها همواره در شعارهایشان رهبری امام خمینی را مورد تائید قرار میدادند و ضمنا تجزیهطلبی را محکوم میکردند، اما البته شعاری داشتند با این مضمون که دموکراسی برای ایران و خودمختاری برای کردستان.»
[کیهان، 5 اسفند 57]
ـ «شیخ عزالدین حسینی، امام جمعه مهاباد، تصرف پادگانهای نظامی را تکذیب کرد و اعلام داشت این شایعات از آنجا سرچشمه میگیرد که عدهای از نیروهای انقلابی، نیروهای وفادار به رژیم سابق را خلع سلاح کردهاند.»
[اطلاعات، 6 اسفند 57]
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ـ «در حالی که جنبش خودمختاری کردستان هر روز وسعت تازهای پیدا میکند، تُرکهای مقیم مناطق کردنشین به سرعت این مناطق را تخلیه کرده و به سوی تبریز و یا رضائیه میگریزنند. پرواز مداوم جتهای شکاری بر فراز مهاباد و شهرهای اطراف این شایعه را قوت بخشیده است که چنانچه رزمندگان کُرد روی درخواست خود مبنی بر خودمختاری پافشاری کنند، دولت مرکزی دست به عملیات نظامی در منطقه خواهد زد. جتهای شکاری در شهرهای جنوبی آذربایجان باختری که مناطق کردنشین است در ارتفاع کم و با صدای گوشخراش پرواز میکنند. به گونهای که باعث وحشت عمومی بر این مناطق شدهاند.»
[اطلاعات، 6 اسفند 57]
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ـ «هیأت اعزامی دولت به کردستان، دیروز گزارش مأموریت خود را با این جمله که مسئلۀ کردستان «عمیق» است ولی «خطرناک» نیست، انتشار داد.»
[آیندگان، 10 اسفند 57]
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ـ تظاهرات 6000 نفره مردم مریوان به پشتیبانی از حق تعیین سرنوشت کُردها که به دعوت شورای انقلاب مریوان دیروز برگزار شد، با دخالت عدهای به خشونت گرایید. «مدتی پس از شروع راهپیمایی، گروهی مسلح در حالی که شعار لا اله الا الله و مرگ بر کمونیسم میدادند و برخی از آنها قرآن به دست داشتند، به تظاهرکنندگان حمله بردند و آنها را با چماق، شمشیر و سلاح گرم پراکنده ساختند. در نتیجۀ این حمله عدهای زیر دست و پا ماندند و یک زن و یک دختر با گلوله مجروح شدند که حال آنها وخیم است… جمعیت دفاع از آزادی و انقلاب سنندج دیروز بعدازظهر بیانیهای به مناسبت این رویداد انتشار داد و در آن یکی از مالکان به نام شیخ عبدالقادر کهنهپوشی را که مدتها به غارت اموال دهقانان و تصرف زمینهای آنان مشغول است، گردانندۀ اصلی حمله به تظاهرکنندگان معرفی کرد. جمعیت در بیانیه خود از اینکه اعضای مدرسه قرآن و قیاده موقت در این کار با عبدالقادر کهنهپوشی همدست بودهاند، ابراز تأسف کرد.»
[آیندگان، 10 اسفند 57]
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ـ داریوش فروهر: «باید به کُردها خودمختاری داد.»
[اطلاعات، 10 اسفند 57]
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ـ «علامه مفتیزاده، رهبر مذهبی مردم کردستان، در مورد اعلامیه 8 مادهای کُردها اعلام داشت که در اصل با مفاد اعلامیه اختلافنظری با آیتالله عزالدین حسینی ندارد ولی در ارائه مطالب نارساییها وجود دارد که باید به آن توجه لازم داشت. زیرا در این 8 ماده کمترین رنگ اسلامی به چشم نمیخورد.»
[اطلاعات، 10 اسفند 57]
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ـ کنگره بزرگ کُردها در مهاباد برگزار شد: «صبح دیروز حزب دموکرات کردستان ایران در میتینگ پرجمعیتی در مهاباد، آغاز فعالیت علنی خود را اعلام کرد. هشتاد هزار تن در این میتینگ شرکت داشتند… در این میتینگ فرقه دموکرات آذربایجان، اتحاد دموکراتیک مردم ایران، گروه منشعب از چریکهای فدایی خلق و دیگر گروهها و سازمانهای سیاسی پیامهای خود به حزب دموکرات را خواندند.»
[آیندگان، 12 اسفند 57]
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ـ ابوالحسن بنیصدر در مصاحبهای با نماینده خبرگزاری پارس در همدان با طرح این موضوع که کردستان نمیتواند به تنهایی یک واحد اقتصادی باشد اظهار داشت: «حکومت فدرالی عملی نیست… مثلاً کردستان چه درآمدی دارد، اگر به حال خودش بماند یا از روسیه باید کمک بگیرد که تابع این کشور میشود و یا باید به طرف امریکا برود که در آن صورت تابع آمریکا خواهد شد. پس چه بهتر که تابع خود ما باشد.»
[آیندگان، 15 اسفند 57]


ـ «دکتر اسماعیل اردلان، نماینده تامالاختیار دولت در استانهای کردستان، کرمانشاهان و آذربایجان غربی، از سوی جمعیت دفاع از آزادی و انقلاب در کردستان، متهم به همکاری با رژیم سابق شد و از تئوریسینهای اصلی حزب رستاخیز معرفی گردید. اردلان اهل سنندج است و در سالهای 30 ـ 1329 روزنامهای به نام «کوهستان» منتشر میکرده و کتابی نیز به نام «اسرار بارزانی» منتشر کرده که در هر دو سعی کرده جنبش خلق کُرد را در سالهای 25 ـ 1324 تخطئه کند.»
[آیندگان، 26 اسفند]
برخوردهای خونین در سنندج (نوروز خونین سنندج)
* گزارش روزنامه آیندگان از حوادث سنندج
ـ «بنابر گزارشهای رسیده، نطفهی درگیرهای سنندج (یکشنبه 27 اسفند) زمانی بسته میشود که مردم اطلاع مییابند به دستور حجتالاسلام صفدری، نمایندۀ امام خمینی در سنندج، چندین کامیون گندم از سیلوی این شهر به نقاط نامعلومی حمل شده است. مردم سنندج که نگران آذوقۀ خود میشوند به استانداری میروند و به عنوان اعتراض متحصن میشوند. مردم در همان حال از آقای صفدری میخواهند که مقداری اسلحه در اختیار آنها بگذارد تا بتوانند در برابر توطئههای احتمالی مقاومت کنند. مردم تذکر میدهند که سلاحها نباید فقط در اختیار هواداران صفدری باشد.

در پی مخالفت صفدری با خواست مردم، مشاجرهای درمیگیرد و یکی از نزدیکان صفدری به نام شاطرمحمد رحمانپور [فرمانده کمیته انقلاب اسلامی سنندج] به مردم شلیک میکند و دانشآموزی به نام حمید دلاوری را میکشد و دو نفر دیگر را مجروح میکند. در پی این عمل، از سوی ستاد احمد مفتیزاده به طرف ستاد صفدری تیراندازی میشود و زدوخورد درمیگیرد. مردم خشمگین سنندج پس از شروع درگیری، ژاندارمری شهر را خلع سلاح کردند و برای به دست آوردن اسلحه بهسوی پادگان رهسپار شدند. با تجمع مردم در اطراف پادگان، از داخل به طرف مردم تیراندازی شد و مردم نیز متقابلاً آتش گشودند. در جریان این حادثه عدهای کشته و مجروح شدند. در همان حال رادیو تلویزیون سنندج به تصرف شورای انقلاب این شهر درآمد. از سوی دیگر احمد مفتیزاده طی پیامی از هواداران خود خواست که آرامش را حفظ کنند.
… روز گذشته [28 اسفند] از ساعت 5/6 صبح هواپیماهای فانتوم بر فراز سنندج به پرواز درآمدند که در اثر آن شهر در وحشت فرو رفت و به دنبال آن همۀ مغازههای شهر، حتی نانواییها، تعطیل کردند. افزون بر این چهار هلیکوپتر که بر فراز شهر به پرواز درآمده بودند، مردم را به گلوله بستند و به سوی خانهها و مراکزی که مردم مسلح بودند، نارنجک پرتاب کردند.
ساعت 5/8 دیشب (دوشنبه) بر سر آتشبس توافق شد و مردم از اطراف پادگان پس نشستند. اما آتشبس دیر نپائید و ساعت 9 نظامیان از داخل پادگان با خمپاره به سوی شهر شلیک کردند و قسمت عمدۀ محلۀ فقیرنشین حاجیآباد را درهم کوبیدند. در این جریان هشت خانه به کلی ویران شد و دستکم ده تن به قتل رسیدند.
… حجتالاسلام صفدری دیروز با هلیکوپتر از سنندج خارج شد. یکی از اعضای حزب دموکرات در سنندج او را متهم ساخت که از چندی پیش به اختلاف میان شیعه و سنی دامن زده است.
… سرهنگ ماشاالله صفری فرمانده پادگان لشکر 28 سنندج دیروز تسلیم مردم مسلح شد و از نظامیان خواست به درگیری ادامه ندهند اما نظامیان [غیربومی] به خواست او توجهی نکردند.
… شورای موقت انقلاب سنندج در نامهای (به تاریخ 28 اسفند) به آیتالله خمینی علت درگیری را اختلاف «بر سر تقسیم فشنگ بین کمیتههای انقلاب اسلامی شماره 1 و 2 تحت ریاست آقایان صفدری و مفتیزاده» عنوان کرد که طی آن «چند عابر بیسلاح از طرف افراد صفدری مورد اصلابت گلوله قرار گرفته و دو نفر به شهادت رسیدهاند.
… جنبش ملی مجاهدین خلق ایران در اطلاعیه 28 اسفند خود، ضمن ابراز تأسف شدید اعلام کرد به هیچوجه در جریان این درگیریها قرار نگرفته و اصولاً هنوز هیچ دفتر یا نمایندهای در منطقه ندارد.
… سازمان چریکهای فدایی خلق ایران در نامهای به نخستوزیر بازرگان (28 اسفند) اعلام کرد که «تحریکات عوامل شناختهشده ارتجاع، مردم غیور سنندج را به درگیری مسلحانه کشانیده است. سازمان چریکهای فدایی خلق به هیچوجه در آغاز درگیریهای خونین روزهای اخیر سنندج، شرکت نداشته است… لازم به تذکر است که از امروز صبح، چهار هلیکوپتر با پرواز بر فراز شهر و پادگان به کشتار وسیع و بیرحمانه مردم پرداختهاند.
[توضیح: با رجوع به سایت هابیلیان، در بخش «قربانیان ترور»، با استناد به روزنامۀ کیهان مورخ 28 اسفند 57 با این تیتر مواجه میشویم: «بالگردهای کومهله سنندج را گلولهباران کردند». گذشته از اینکه واژۀ «بالگرد» سالها بعد وارد واژگان فارسی گشته و بدون در نظر گرفتن تصویر سند که در واقع متعلق به 6 فروردین 58 است و نه 28 اسفند 57، و باز هم بدون در نظر گرفتن اینکه در اسفند 57 هنوز کومهلهای شکل نگرفته بود و حتی پنجاه سال پس از تأسیساش هم داشتن بالگرد یک تخیل محض بیشتر نیست، با رجوع به هر دو تاریخ روزنامه کیهان و اطلاعات، متوجه خواهیم شد که چنین خبر و ادعایی دروغ محض است.]
… جمعیت کُردهای مقیم مرکز نیز ضمن محکوم کردن «فاجعۀ سنندج» خواستار «اعزام یک هیأت بیطرف به کردستان که صارمالدین وزیری، نماینده کُردهای مقیم مرکز هم در میان آنها باشد» از سوی «دولت انقلابی بازرگان» شدند.»
[آیندگان، 29 اسفند 57]
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
* گزارش روزنامه کیهان از حوادث سنندج
ـ «حوادث خونین سنندج هنگامی اتفاق افتاد که دیروز گروهی از اهالی برای دریافت مقداری فشنگ به پادگان شهر مراجعه کردند. حجتالاسلام صفدری، امام جماعت حسینیه سنندج که از طرف احمد مفتیزاده (رهبر اهل تسنن) به عنوان مسئول پادگان شهر انتخاب شده بود، از دادن فشنگ به اهالی خودداری کرد. به دنبال این جریان و پخش شایعاتی حاکی از انتقال اسلحههای سنندج به تهران، مردم بازار شهر را تعطیل کردند و به عنوان اعتراض در استانداری متحصن شدند. به گزارش خبرنگار کیهان بعد از اجتماع مردم در استانداری، به سوی مردم تیراندازی شد که در نتیجه دانشآموزی به نام حمید دلاوری کشته و دو نفر دیگر به نامهای محمد ابراهیمی و جمیل حسینی مجروح شدند.
به دنبال این حادثه مردم به فرمانده لشکر سنندج مراجعه کرده و از وی تقاضای دریافت اسلحه کردند. فرمانده لشکر از دادن اسلحه به مردم خودداری کرد و در نتیجه از طرف عدهای تحتنظر قرار گرفت. فرمانده پادگان چند ساعت بعد که تیراندازی بین مردم و افراد پادگان شروع شد، از افسران عالیرتبۀ پادگان خواست برای مذاکره با وی به محل او بروند ولی تیراندازی همچنان ادامه یافت.
… دیشب گروهی از افراد مسلح، ژاندارمری، شهربانی و رادیو تلویزیون سنندج را به تصرف در آوردند.
… آخرین گزارش خبرنگار کیهان در سنندج حاکی است که امروز از ساعت 5/6 صبح هواپیماهای فانتوم بر فراز شهر به پرواز درآمدند. سنندج امروز در وحشت و بهت فرو رفته و هیچ مغازهای، حتی نانواییهای شهر باز نشده است. گزارشهای خبرنگار ما حاکی است که تا ساعت 10 صبح امروز، اجساد چهارتن از کشتهشدگان را به بیمارستان پهلوی بردند و به علت شدت تیراندازیها در اطراف پادگان، مردم نمیتوانند به پادگان نزدیک شوند. ساعت 5/9 صبح امروز مردم سنندج از دولت و تمام نیروهای مؤمن به انقلاب ایران استمداد کردند و از مردم ایران تقاضا کردند که مانع آن شوند گروهی عناصر ضدانقلابی با تحریک احساسات مذهبی مردم، آنها را به نام شیعه و سنی به جان هم بیندازند.
… شورای موقت انقلاب در سنندج تشکیل شده و از مردم خواست با این شورا همکاری کنند. فرمانده لشکر 28 کردستان، سرهنگ ماشاالله صفری از افراد پادگان خواست با این شورا همکاری کنند. به قرار اطلاع افراد پادگان دسنور فرمانده لشکر را نادیده گرفته و به تیراندازی به سوی مردم ادامه میدهند.
… شاطرمحمد که افراد او به سوی اهالی سنندج تیراندازی کردند و از طرف مردم به عنوان عامل اصلی حوادث دیروز و امروز سنندج معرفی شده، در بیمارستان سنندج یک نفر را با شلیک گلوله از پای درآورد. مردم خشمگین نیز که از عمل شاطرمحمد ناراحت شده بودند، او را به قتل رسانیدند. هنوز هویت شخصی که به دست شاطرمحمد کشته شده مشخص نشده است و جسد این دو نفر در سردخانه بیمارستان میباشد. تعداد مجروحین حوادث دیروز و امروز سنندج بهقدری زیاد است که آمبولانسهای شهر کفاف حملونقل آنها را نمیدهد و مردم مجبورند با وانتبار و وسایل متفرقه آنها را به بیمارستانها حمل کنند… تعداد مجروحین شهر بیش از 200 نفر است. به علت هجوم مردم به بیمارستانها هنوز تعداد دقیق کشتهشدگان مشخص نشده است.
… صبح امروز از سوی ستاد کل ارتش اسلامی ایران اعلامیۀ زیر از صدای انقلاب به این شرح پخش شد:
مسلمانان غیور ایرانی کُرد شهرستان سنندج، تعدادی افراد فرصتطلب و ضدانقلابی در شهرستان سنندج دست به آشوب زده و از رادیو آن شهرستان به نام و از طرف فرمانده لشکر، خود را نماینده امام خمینی و پشتیبان دولت مهندس بازرگان معرفی نمودند. آگاه باشید فصل ویرانگری انقلاب به پایان رسیده… و هرکس در هرمنطقه از کشور اقدام به آشوب و تحریک نماید، ضدانقلابی بوده و با انقلاب اسلامی هیچگونه رابطهای ندارد… بدیهی است ضدانقلابیون شدیداً به کیفر اعمال خود خواهند رسید.»
[کیهان، 28 اسفند 57]
ـ «سهشنبه 28 اسفند قبل از اعلام آتشبس و در حدود ساعت دوونیم در حالی که مردم منتظر ورود یک فروند هلیکوپتر حامل مواد دارویی و درمانی بودند، ناگهان چند فروند هلیکوپتر در آسمان شهر ظاهر شد و محلات غربی شهر را که در نزدیکی پادگان قرار دارند، مورد حمله قرار داد. در ساعت 6 بعدازظهر نیز مجدداً این حمله به وسیله 7 فروند هلیکوپتر از سر گرفته شد. طی این وقایع جمعاً 20 نفر کشته و 68 نفر مجروح شدند. در میان کشتهشدگان چند زن و کودک دیده میشدند.
[کیهان، 6 فروردین 58]

ــــــــــــــــــــــــــــــــ
ـ «سخنگوی شورای موقت انقلاب در سنندج: در نبردهای سنندج 215 تن کشته و 420 تن زخمی شدند.»
[آیندگان، 6 فروردین 58]
ــــــــــــــــــــــــــــــــ
ـ «هیئت اعزامی رهبر عالیقدر انقلاب اسلامی برای بررسی و اتخاذ تصمیم نسبت به حوادث جاری سنندج روز چهارشنبه اول فروردین 1358 وارد سنندج شد.
… با ورود هیأتی به سرپرستی آیتالله طالقانی و مذاکرات سه روزه با گروههای مختلف، شهر رو به آرامش گذاشت… هیأت اعزامی همچنین دو کمیته انقلابی این شهر به سرپرستی علامه احمد مفتیزاده و حجتالاسلام صفدری را که منشاء بروز اختلافات و وقایع سنندج شناخته شده بودند، منحل کرد.
[کیهان، 6 فروردین 58]
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ـ «پس از گفتگوهای هیئت اعزامی از تهران، مرکب از آیتالله طالقانی، دکتر بهشتی، احمد صدر حاجسیدجوادی (وزیرکشور) و ابولحسن بنیصدر و هاشمی رفسنجانی و نمایندگان گروههای مختلف شهر سنندج توافق شد که شورایی پنج نفری که دو نماینده از سوی شورای انقلاب موقت کردستان، دو نفر نماینده مفتیزاده و یک نفر هم نماینده طالقانی) امور شهر را اداره کرده، ظرف یک هفته مقدمۀ انتخابات آیندۀ شورای 11 نفری شهر سنندج را فراهم کنند. ضمناً شورای قبلی منحل شد.
اعضای شورای پنج نفری سنندج محمدهادی مرادی، فواد روحانی، مظفر پرتوماه، سعید شیخالاسلامی و یوسف اردلان میباشند. همچنین ابراهیم یونسی بانه، از اعضای سابق حزب توده، مترجم و مؤلف معروف، به استانداری کردستان انتخاب شد.»
[آیندگان، 7 فروردین 58]
[توضیح: مرادی و روحانی (از هواداران مفتیزاده) / پرتوماه (نماینده طالقانی) / شیخالاسلامی (از طرف چریکهای فدایی خلق) / یوسف اردلان (از طرف شورای موقت انقلاب سنندج)]
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ـ «صدیق کمانگر، سخنگوی شورای موقت انقلاب در سنندج، در پاسخ به چراییِ همهمه مردم در حین سخنرانی بنیصدر گفت: آقای بنیصدر در سخنانی که در یکی از روزنامهها منتشر شده، گفته بود که اگر به کُردها خودمختاری بدهند یا باید تابع شوروی باشند یا آمریکا، و از این نظر بهتر است تابع خود ما باشند. به همین دلیل مردم شهر سنندج و خلق کُرد از سخنرانی کسی که به آنها توهین کرده است، در هر کجای کردستان که باشد جلو خواهند گرفت.»
[آیندگان، 7 فروردین 58]
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ـ حزب دموکرات کردستان در اطلاعیهای خواستههای فوری مردم سنندج را اعلام کرد. از جمله: «1ـ آزادی کلیه زندانیان و گروگانهای موجود در پادگان… 4ـ نظارت شورای انقلاب شهر بر پادگان و اداره مشترک پادگانهای کردستان به وسیلۀ نظامیان انقلابی و رزمندگان کُرد. 5ـ تعقیب و مجازات صفدریِ فراری و جلوگیری از اعمال استبدادی و ضدکُردی روحانینمای شهر رضائیه، حسنی.»
[آیندگان، 7 فروردین 58]
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ـ «بر پایۀ گزارشهای منابع نزدیک به ارتش، اولین دستۀ افراد گارد جاویدان که نزدیک به 208 افسر و درجهدار بودند، روز دوشنبه 28 اسفند با هواپیما از فرودگاه مهرآباد به کرمانشاه رفتند و از آنجا با هلیکوپتر خود را به پادگان سنندج رساندند. اکیپ دوم سه شنبه 29 اسفند رهسپار سنندج شد.

… فریدون کشاورز، دیپلمۀ وظیفه، اهل کرج (از مجروحان درگیریهای سنندج) در گفتگو با خبرنگاران اظهار داشت:
«شب اول، یعنی 27 اسفند، به ما دستور دادند تیراندازی هوایی کنیم ولی بعد دستور شلیک به مردم داده شد. به ما گفتند این مردم ضدانقلابی و ضداسلام هستند. افراد گارد جاویدان را تیمسار قرهنی با هلیکوپتر به پادگان سنندج فرستاده بود و آنها کشتار راه انداختند و سربازانی را که دستور تیراندازی را لغو میکردند، میکشتند.
… فرشته خادمی، پرستار بیمارستان هزارتختخوابی نیز گفت: «به ما گزارش دادند بیایید زخمیهای اطراف پادگان را ببرید اما وقتی به پادگان نزدیک شدیم زیر رگبار گلوله قرار گرفتیم و آمبولانس ما سوراخ سوراخ شد. من به زیر صندلی خزیدم و سه تیر به پایم خورد. یکی از همکارانم شهید شد.»
[آیندگان، 7 فروردین 58]

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ـ اطلاعیه هیئت اعزامی آیتالله خمینی و دولت بازرگان به شهر سنندج: «… در مجموعِ این حوادث، ردِ بالای توطئهای به چشم میخورد که با شایعۀ بیاساس و مغرضانه دربارۀ تخلیه سیلو آغاز شده و با تیراندازی مرموز به سوی گروهی از مردم در مقابل استانداری، اوج داده شده است… مطلب بسیار مهمی که در جریان مذاکرات چندروزه هیئت با مردم کردستان به دست آمد این است که کماطلاعی آنان از اهداف و برنامه حکومت عدل اسلامی در زمینه تأمین همۀ آزادیهای اساسی برای مردم هر منطقه در تعیین سرنوشت خویش، باعث دلهره و شتاب آنان شده… ما با صراحت و صداقت کامل به برادران و خواهران کردستانی اعلام میکنیم که انقلاب اصیل اسلامی ایران تحقق آرمانهایی را به این شرح تضمین میکند: 1ـ در تدوین و تصویب قانون اساسی شما نیز شریک و سهیم خواهید بود… 2ـ مردم کردستان برای اشاعه فرهنگ اصیل کُردی، آزادی کامل دارند و زبان کُردی در کنار زبان فارسی در مناطق کردنشین رسمیت خواهد یافت. 3ـ امور منطقه با اراده و انتخاب مردم اداره خواهد شد. 4ـ به مردم کردستان همهگونه امکان داده میشود تا منابع اقتصادی منطقه را در راه رفاه خود، بدون هیچگونه استثمار به کار گیرند. 5ـ برای مردم کردستان همچون مردم سراسر کشور حق دخالت در سیاست عمومی و تصمیمگیری در سرنوشت مملکت بدون هیچگونه تبعیض رعایت میگردد. 6ـ دولت اسلامی مرکزی حمایت بیدریغ اقتصادی ـ اجتماعی از مردم محروم و مستضعف کردستان را در رأس برنامههای خود قرار خواهد داد. 7ـ به آزادی مردم کردستان در استفاده از لباس و انجام سنتهای خاص کُردی، کمترین خدشه و خللی وارد نخواهد آمد… سنندج ـ 5 فروردین 1358 ـ هیأت اعزامی امام خمینی»
[کیهان، 6 فروردین 58]
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ـ «دیروز به دستور مهدی بازرگان، نخستوزیر، سرلشکر قرهنی از ریاست ستاد ارتش ملی کنار گذاشته شد و سرلشکر فربد به جای او نشست.
… سرلشکر قرههنی از همان آغازِ انتصاب، با مخالفت سازمانهای سیاسی پیشرو و ترقیخواهان روبهرو شد. افشاگریها روشن ساخت که قرهنی به سبب نقش فعالاش در سرکوب آزادیخواهان به هنگام کودتای آمریکایی ـ ارتجاعی 28 مرداد، درجه گرفته بود و با همدستی تیمور بختیار طرح تشکیل ساواک را ریخت. با گسترش توسعهطلبی آمریکا در خاورمیانه و کوشش این کشور برای نفوذ هرچه بیشتر در قلمرو امپریالیسم انگلیس، قرهنی در سال 1337 مأمور یک کودتای آمریکایی علیه شاه شد. با لو رفتن توطئۀ کودتا قرهنی با برخورداری از حمایت سفیر آمریکا تنها به سال حبس محکومیت یافت… رویدادهای خونین کردستان، حمله به سرلشکر قرهنی را شدت بخشید. قرهنی حتی در برابر خواست احمدصدر حاجسیدجوادی (وزیر کشور) مبنی بر جلوگیری از پرواز فانتومها بر فراز سنندج و توقف تیراندازی به سوی مردم از سوی پادگان مخالفت کرد و آن را نادیده گرفت…
… پاسخ ژنرال قرهنی به خواست وزیر کشور چنین بود: «تا موقعی که اینجانب از طرف رهبر انقلاب مسئولیت اداره ارتش را دارم، از انجام نظر جنابعالی و آزاد کردن افرادی که به داخل پادگان به منظور قتل و غارت هجوم بردهاند و تا زمانی که متجاوزین گمراه، شهر را به وضع آرام قبل برنگردانند،… با وجود تمام ارادتی که به شخص حضرت آیتالله طالقانی و جنابعالی دارم، در مقابل خواست تعدادی مامور اجنبی تسلیم نخواهم شد.»
[آیندگان، 8 فروردین 58]
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ـ تعویق انتخابات شورای سنندج: «انتخابات شورای 11 نفری شهر سنندج که قرار بود امروز صورت بگیرد به علت مُهر و امضا نشدنِ کارتهای تعرفه عقب افتاد.»
[آیندگان، 21 فروردین 58]
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ـ «انتخابات شورای 11 نفری شهر سنندج دیروز در 68 حوزه انجام گرفت، ولی این انتخابات با اعتراض گروههای طرفدار مفتیزاده و تظاهرات و تحصن آنها در استانداری روبهرو شد.»
[آیندگان، 25 فروردین 58]
ـ «شمارش آراء انتخابات شورای 11 نفری شهر سنندج دیشب پایان یافت ولی شورای موقت 5 نفری، تصمیم گرفت با توجه به وضعیت خاصی که هماکنون در شهر سنندج حکمفرماست، نتایج آراء را اعلام نکند. ازجمله تحصن گروهی از معترضان به انتخابات که هماکنون در مسجد جامع شهر ادامه دارد.»
[آیندگان، 29 فروردین 58]
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ـ «صدیق کمانگر، رئیس ستاد نیروهای دموکراتیک سنندج، به آیندگان گفت: پریشب حدود ساعت 6 بعدازظهر حدود 30 نفر از پاسداران مذهبی که چند تن از افراد قیاده موقت طرفدار بارزانی در میان آنان هستند، مرکز سازمان رادیو تلویزیون سنندج را اشغال کردند و در اطراف آن سنگربندی نمودند. وی افزود طبق توافقنامهای که با حضور آیتالله طالقانی امضا شده بود، توافق شده بود که پاسگاه پلیس راه، تلویزیون و دَکل تلویزیون به وسیله نیروهای مسلح دموکراتیک حفاظت شوند.»
[آیندگان، 29 فروردین]
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ـ اسامی یازده تن اعضای شورای شهر سنندج به ترتیب تعداد آراء عبارتاند از:
«1ـ فواد روحانی (از گروه اسلامی)
2ـ جبار آریایینژاد (از گروه اسلامی)
3ـ هادی مرادی (از گروه اسلامی)
4ـ یوسف اردلان (از گروه پیشرو)
5ـ ابراهیم شاهغیبی (از گروه اسلامی)
6ـ ملامحمود ایوبی آهنگر (از گروه اسلامی)
7ـ احمد خلیفی (از گروه اسلامی)
8ـ عماد سیدزاهدی (از گروه اسلامی)
9ـ فریده قریشی (از گروه پیشرو)
10ـ معروف شبلی (از گروه اسلامی)
11ـ ارسلان پورقباد (از گروه پیشرو)»

پایان بخش اول
2 بهمن 1403
21 ژانویه 2025
امضا: محفوظ
بیان دیدگاه