اتحادیهٔ کمونیستهای ایران:


[نشریهٔ «حقیقت»، ارگان اتحادیه کمونیستهای ایران، دورهٔ اول، شمارهٔ ۹۱، ۱۰ مهر ۱۳۵۹]
اتحادیه کمونیستهای ایران با شعار «آمریکا نقشه میریزد، شوروی مسلح میکند، چین تائید میکند، صدام تجاوز میکند!»، ضمن محکوم کردن رژیم بعث عراق، «آمادگی کامل خود را برای پیشبرد امر دفاع از انقلاب و میهن و شرکت در جنگ علیه نیروهای تجاوزکار مزدوران بعثی اعلام میدارد».
اتحاد مبارزان کمونیست (سهند):


[بیانیهٔ «تهاجم رژیم عراق و وظایف ما»، ۲ مهر ۱۳۵۹/ نشریه «به سوی سوسیالیسم»، ارگان اتحاد مبارزان کمونیست، شمارهٔ ۳، سوم آبان ۱۳۵۹]
این گروه علت تهاجم عراق به ایران را «جلوگیری از بالا گرفتن شعلههای انقلاب تودهای در درون مرزهای عراق و احیای ثبات و امنیت امپریالیستی خلیج فارس» دانسته و معتقد است که رژیم جمهوری اسلامی در قبال تهاجم عراق «نه از انقلاب کارگران و زحمتکشان ایران، بلکه صرفاً از موجودیت خود دفاع میکند». این گروه به هواداران خود رهنمود میدهد که «کمونیستها میبایست در جهت ایجاد صف مستقل پرولتاریا و تشکیل جبهه انقلابی، در مبارزه علیه این جنگ و اهداف آن عمل کنند». این گروه همچنین «تهييج و سازماندهى مقاومت تودهاى در مناطق اشغالى احتمالى، به منظور بيرون راندن نيروهاى اشغالگر» را از وظایف نیروهای کمونیست برمیشمارد.
حزب تودهٔ ایران:

کمیتهٔ مرکزی حزب توده در اعلامیهٔ دوازدهم مهر ۱۳۵۹، از همهٔ مردم میخواهد که برای محو آثار تجاوز رژیم عراق بپاخیزند. حزب توده بنابر این اعتقاد که تجاوز عراق توطئه آمریکاست میگوید همه مردم «باید به مقابله با ضدانقلاب و در رأس آن امپریالیسم آمریکا، که امروز به صورت تجاوز دارودسته صدام حسین به ایران عمل میکند، برخیزند». این حزب به همهٔ ایرانیان و به ویژه تودهایها رهنمود میدهد که به بسیج مستضعفين و صفوف ارتش بیست میلیونی پیوسته و در واحدهای اعزامی نامنویسی کنند. در تولیدِ هرچه بیشتر و بهتر کالاها در کارخانهها، کارگاهها، مزارع و سایر واحدهای تولیدی نهایت کوشش خود را به کار بندند و با همهٔ توان، تجاوز رژیم بعثی عراق را که در چارچوب توطئه براندازی امپریالیسم آمریکا عمل کرده است، درهم بشکنند.

حزب رنجبران:
این حزب معتقد است که «یک کشور انقلابی و از بند رسته، همچون ایران، یک کشور صلحدوست است»، و جنگ را ناشی از توطئهٔ آمریکا و شوروی میداند. رهنمود حزب رنجبران برای پیروزی، وحدت کلیه نیروهای مسلح، وحدت خلق و ارتش، وحدت فشردهٔ فرماندهی سیاسی و نظامی کشور، و بالاخره اتحاد اسلام مبارز، ملیگرایی مترقی و سوسیالیسم انقلابی است.
[نشریهٔ «رنجبر»، شماره ۱۰۸]
حزب کمونیست کارگران و دهقانان (توفان):
توفان تهاجم عراق به ایران را سیاستی امپریالیستی و عراق را مجری این سیاست میداند که به اعتقاد این گروه «توسعهطلبانه، تجاوزکارانه و بهشدت ارتجاعی و همسو با منافع امپریالیسم و مرتجعین منطقه است». توفان طرف دیگر این جنگ را خلق ایران میداند که مصمم است تا از هر وجب خاک این کشور با چنگ و دندان حفاظت و حراست نماید، و این مبارزه را نیز مبارزهای انقلابی و ضدامپریالیستی میداند. سیاست این سازمان «شرکت فعال و پرتحرک در این مبارزه و ایجاد همگونی و اتحاد عمل با تمام نیروهایی که نسبت به توفان سیاست خصمانهای در پیش ندارند، میباشد».
سازمان اتحاد چپ:
اتحاد چپ بر اساس تحلیل خود، جنگ میان ایران و عراق را نه ناشی از مداخلهٔ کشورهای بزرگ، بلکه ناشی از مشکلات و مسائل داخلی خود این دو کشور میداند و خطاب به نیروهای چپ میگوید: «این نیروها باید ماهیت این جنگ را برای تودهها روشن کنند.»
این سازمان با یادآوری این نکته که نیروهای چپ فاقد پایگاه تودهای هستند و در پراکندگی و تشتت به سر میبرند، وظیفهای که بُرد مشخص اجتماعی داشته باشد، برای چپ قائل نبوده و معتقد است در شرایط کنونی چپ جز نقش مفسّر قادر به ایفای نقش دیگری که در خدمت طبقه کارگر و زحمتکش جامعه باشد، نیست؛ و نیروهای چپِ اصولی را به اتحاد عمل و سازماندهی مستقل تودهها فرامیخواند.
سازمان انقلابی زحمتکشان کردستان ایران (کومهله):
این سازمان جنگ ایران و عراق را در جهت منافع طبقات استثمارگر و با مقاصد تجاوزکارانهی هر دو رژیم میداند. «هر دو رژیم برای تخفیف بحران داخلی، برای مهار کردن نارضایتی تودهها و سرکوب آنان، برای تحکیم و گسترش منافع آزمندانه و ارتجاعی خود به تحریکات مرزی و دخالت در امور داخلی یکدیگر پرداختهاند و جنگ کنونی ادامه این تحریکات برای رسیدن به مقاصد تجاوزکارانه است.»
رهنمود این سازمان، تقویت صف مستقل و انقلابی و بسیج تمامی تودههای ستمدیده برای مبارزه با هیأت حاکمهٔ ضدخلقی، فقر، استثمار و جنگافروزی و تجاوز مرزی، و علیه هر ستم دیگر است.
سازمان پیکار در راه آزادی طبقهٔ کارگر (پیکار):

نشریهٔ پیکار ارگان سازمان پیکار، شمارهٔ ۷۳، ۳۱ شهریور ۵۹
سازمان پیکار بر اساس اعلامیهٔ مورخ دوم مهرماه (۱۳۵۹) خود معتقد است که «جنگ ایران و عراق، جنگی است تجاوزکارانه، ارتجاعی، غیرعادلانه و ضدمردمی و این که کدامیک از این دو رژیم، درگیری و جنگ فعلی را آغاز کرده است، تغییری در ماهیت این جنگ نمیدهد.» این سازمان به هواداران خود رهنمود میدهد تا ضمن کمکهای پزشکی به مردم که در اثر جنگ ارتجاعی صدماتی دیدهاند، جنگ میان عراق و ایران را به جنگ داخلی تبدیل نمایند، با این توضیح که: «ما در عین حال نباید به «چپ» افتاده و شعار عملی «جنگ داخلی» را بدهیم ولی باید در نظر داشت که این جنگ [داخلی] هماکنون در بخشی از ایران (کردستان) جریان دارد و در آینده نیز سراسر میهن را در بر خواهد گرفت.» [«پیکار تئوریک»، شماره ۱، ص ۱۵۴]

ضمیمهٔ شمارهٔ ۷۳ نشریهٔ پیکار (۲ مهر ۱۳۵۹)
(توضیح: تذکر این نکته ضروری است که سازمان پیکار در ۳۱ شهریور (پیکار شماره ۷۳) علیرغم ارتجاعی و ضدخلقی دانستن دولتهای ایران و عراق و جنگ بین دو کشور، اعلام میداشت که «بدون ذرهای حمایت از رژیم ضدخلقی جمهوری اسلامی، پابهپای طبقهٔ کارگر و زحمتکشان ایران و بر بستر همبستهگی خلقهای ایران با زحمتکشان عراق، در مقابل تجاوزات عراق خواهیم ایستاد». این موضع در ضمیمهٔ همین شمارهٔ نشریهٔ پیکار (۲ مهر ۱۳۵۹)، تحت عنوان «بیانیه توضیحی»، به مثابه «موضعی التقاطی»، مورد نقد قرار گرفت.)

سازمان چریکهای فدایی خلق (اکثریت):

[نشریهٔ «کار اکثریت»، شمارهٔ ۷۷]
این سازمان بر اساس اعلامیهٔ دوم مهرماه (۱۳۶۹) خود، جنگ میان عراق و ایران را جنگ تحمیلی و تجاوزکارانهٔ رژیم عراق علیه مردم ایران دانسته و آن را با توطئههای متوالی کودتا توسط عوامل امپریالیسم در ارتش، تمرکز نیروهای آمریکائی در خلیج فارس و همچنین کودتای ترکیه مرتبط میداند و معتقد است که «همهٔ مرتجعین منطقه علیه انقلاب ما» بسیج شدهاند. این سازمان از هواداران خود میخواهد که ضمن کمک به آسیبدیدگان جنگ و آگاه ساختن مردم از علل و عواقب این جنگ در تقویت روحیه مردم بکوشند.
سازمان چریکهای فدائی (اکثریت) در این اعلامیه، همچنین به هواداران رهنمود میدهد که «همه هواداران سازمان باید با سپاه پاسداران و کمیتهها که نیروهایی ضدامپریالیست هستند، در مقابله با توطئههای امپریالیسم و در دفاع از میهن در برابر تجاوزات رژیم سرکوبگر عراق پیگیرانه همکاری کنند و هر نوع خبر یا اطلاعی که از فعالیت نیروهای ضدانقلاب به دست میآورند، بدون درنگ به این مراکز برسانند».
سازمان چریکهای فدایی خلق (اقلیت):


[بیانیهٔ «ماهیت جنگ دولتهای ایران و عراق و موضع ما»، مندرج در نشریهٔ کار، شمارهٔ ۷۸]
این سازمان جنگ عراق و ایران را جنگ دولتهای ایران و عراق دانسته و آن را جنگی مغایر منافع تودههای زحمتکش و در خدمت منافع استثمارگرانه و غارتگرانهٔ سرمایهداران وابسته و امپریالیسم جهانی میداند. این سازمان معتقد است تنها تودههای مسلح قادرند در مقابل هر دولت تجاوزکاری بایستند. از نظر این سازمان تا زمانی که «هنوز تودههای مردم به حاکمیت اعتقاد دارند، هرگونه شعار تبدیل جنگ به یک جنگ داخلی، ماجراجویانه و چپروانه است».
سازمان رزمندگان آزادی طبقهٔ کارگر:
بر اساس تحلیل این سازمان «هیئت حاکمه ایران با پیش گرفتن سیاستهای تنگنظرانه در سطح جهانی و سرکوب نیروهای انقلابی زمینه را برای تجاوز حکومتهای مرتجع منطقه و به ویژه حکومت ضدانقلابی عراق آماده کرده است». سازمان رزمندگان در بیانیهٔ شمارهٔ ۲ خود، مورخ ۶ مهر ۵۹، جنگ ایران و عراق را تجاوزی آشکار از سوی امپریالیسم، ارتجاع منطقه و «ضدانقلاب مغلوب»، با هدف سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی میداند و این جنگ را «از جانب خلق ایران، دارای سرشتی عادلانه» ارزیابی میکند.
این سازمان دفع این تجاوز را تنها با مسلح و متشکل شدن تودههای مردم تحت رهبری نیروهای انقلابی امکانپذیر دانسته و با رهنمود به نیروهای انقلابی جهت خنثی نمودن هرگونه توطئه از سوی فرماندهان ارتش، آنها را به تشکیل صف مستقل مقاومت و مبارزهٔ تودهها در مقابل تجاوز آشکار جبهه مشترک امپریالیسم ـ ضدانقلاب ـ و حکومت ضدانقلابی عراق فرامیخواند.
(توضیح: در سال ۱۳۶۴ و بعد از چندپارهشدن سازمان رزمندگان، رفیق داریوش کائدپور ـ از رهبران این سازمان ـ این موضع رزمندگان را به جناح اپورتونیست «۳۵ـ۳۴» [جناحی که در زمان انتشار نشریهٔ رزمندگان شمارههای ۳۴ و ۳۵ بر سازمان مسلط بودند] نسبت میدهد و ضمن انتقاد به آن مینویسد: «شووینیسم و سانتریسم از جانب کمونیستها با مقابله سنگینی پاسخ گرفت… تنها و تنها کمونیستها بودند که جنگ را ارتجاعی و تاکتیک را «تبدیل» (تبدیل جنگ ارتجاعی به جنگ داخلی و انقلاب) دانستند… با این وجود مقاومت اپورتونیستی ادامه یافت، مقاومتی که عمدهترین نمایندگان آن در جنبش کارگری در آنزمان جناح ۳۵ـ۳۴ رزمندگان و اتحاد مبارزان کمونیست بودند که کموبیش یک نظریه سانتریستی واحد را ارائه میدادند.» (داریوش کائدپور، اسناد سازمان رزمندگان ـ بخش سوم)
سازمان کارگران انقلابی ایران (راه کارگر):
راه کارگر ضمن یادآوری این مطلب که «جنگ تجاوزگرانه عراق و آمریکا با ایران در واقع جنگ با خلق ماست»، اعلام میدارد که «در شرایط کنونی که میهن ما در معرض تجاوز عراق و امریکا قرار میگیرد، دفاع از میهن وظیفهٔ همهٔ نیروهای انقلابی و ترقیخواه و همهٔ هموطنان ایرانی است».
راه کارگر ضمن آن که از هواداران میخواهد «در لحظات کنونی، افشاگری علیه رژیم و ارتجاع داخلی را عمده نکنند»، کارگران را نیز به «افزایش تولید» دعوت میکنند. این گروه تنها راه مقابله با تجاوز خارجی را در میدان دادن به ابتکار انقلابی تودهها دانسته و تسليح تودهای را بهترین پشتوانه برای دفاع از میهن میداند. راه کارگر همچنین از هواداران میخواهد در هر کجا که هستند در کنار تودههای زحمتکش میهن، برای دفاع از کشور تلاش کنند و با تمام نیرو مردم را متشکل کرده و در بسیج تودههای زحمتکش خلق بکوشند.
[نشریهٔ «راه کارگر»، دورهٔ اول، ضمیمهٔ شمارهٔ ۴۳ و شمارهٔ ۴۵]
سازمان مجاهدین خلق ایران:
این سازمان در اعلامیه مورخ اول مهر ماه ۱۳۵۹ خود برای دفاع از میهن اعلام آمادگی کرد تا در صورتی که مقامات کشور تجویز کنند، جهت مقابله با متجاوزین به مرزها اعزام شوند. در این اعلامیه همچنین از اعضا و هواداران سازمان خواسته شده است تا در کنار مردم و نیروهای مردمی مسئولیتهای انقلابی و مردمی خویش را برای جبران خسارات و صدمات ناشی از جنگ انجام دهند.
در پایان این اعلامیه همچنین از مقامات کشور خواسته شده است تا به تمام تفرقهها و تضییقات وارده بر نیروهای انقلابی پایان داده شود تا همه بتوانند در فضای آزاد و تفاهمآمیز از دستآوردهای انقلاب پاسداری کنند.

سازمان وحدت انقلابی برای آزادی طبقهٔ کارگر:
سازمان وحدت انقلابی در بیانیهٔ اول مهرماه ۱۳۵۹ خود اعلام میکند که با وجود ارتجاعی دانستن هیأتهای حاکمه ایران و عراق، بهطور مستقل و همراه دیگر نیروهای انقلابی در جنگ شرکت میکند. بنا بر اعتقاد این سازمان «هیأت حاکمهٔ هر دو کشور سرکوبگران نیروهای انقلابی و نیز خلق کُرد هستند و برای به انحراف کشاندن مبارزات تودههای مردم در هر دو کشور دست به این جنگ زدهاند.»
سازمان وحدت انقلابی با وجود این که جنگ میان عراق و ایران را جنگی علیه زحمتکشان هر دو کشور میداند، اما به این دلیل که زحمتکشان هستند که در تیررس این جنگ قرار دارند، معتقد است که باید نیروهای انقلابی به بسیج مستقل تودهها از هیأتهای حاکمه بپردازند و از موضع تودهها در جنگ شرکت کنند. آنان تنها راه مقاومت در برابر هرگونه تجاوز را ایجاد شوراهای مسلح کارگران و زحمتکشان میدانند.
[بیانیه «درباره تجاوز ارتش آمریکا»، ۱ مهر ۱۳۵۹]
سازمان وحدت کمونیستی:


[هفتهنامه «رهایی»، سال دوم، شمارهٔ ۴۸، ۱۵ مهر ۱۳۵۹]
سازمان وحدت کمونیستی بر ضرورت مبارزه و مقابلهٔ با تجاوز نظامی عراق و نیز افشاگری همزمان رژیمهای ارتجاعی ایران و عراق تأکید میکند. این سازمان معتقد است که مبارزات نیروهای چپ باید در صفوف مستقل چپ انجام گیرد و از کشیده شدن به دامان رژیم، تحت عنوان «دفاع از وطن»، اجتناب شود. این سازمان مهمترین وظیفهٔ نیروهای مترقی را در افشاگری و توضیح علل و انگیزههای جنگ برای مردم میداند و میگوید «وظیفهٔ چپ نه دنبالهروی از ارتش و پاسدار و سقوط به حد آگاهی آنان بلکه افشاء طرفین مخاصمه است.»
سازمان وحدت کمونیستی، این جنگ را نه به خاطر منافع زحمتکشان بلکه برای ادامهٔ استثمار و فریب آنان میداند.
گروه کمونیستی نبرد (نبرد):
گروه کمونیستی نبرد در مورد تجاوز نظامی عراق به ایران معتقد است «این که کدامیک از دو رژیم نبرد را آغاز کردند کمترین ارزش و جایگاهی در بررسی و تحلیل جنگ از لحاظ اتخاذ تاکتیک و سیاست در قبال آن نمیتواند داشته باشد»، و جنگ را نیز «مناقشات بین دو بورژوازی و دو رژیم ضدخلقی» میداند.
به اعتقاد این گروه، «مارکسیست ـ لنینیستها باید تودهها را از شرکت در جنگ برحذر دارند و مبارزات تودهها را علیه ارتجاع حاکم دامن زنند».
امضا محفوظ
بیان دیدگاه